على غضنفرى
21
تفسير النبي (ص) (فارسى)
أهبط آدم بالهند ، و حواء بجدة ، و ابليس بميسان ، والحية باصبهان و كان للحية قوائم كقوائم البعير ، و مكث آدم بالهند باكيا على خطيئته حتى بعث اللَّه اليه جبرئيل و قال : يا آدم ألم أخلقك بيدى ؟ ألم أنفخ فيك من روحى ؟ ألم أسجد لك ملائكتى ؟ ألم أزوجك حواء ( من ) امتى ؟ قال : بلى . قال فما هذا البكاء ؟ قال : و ما يمنعنى من البكاء و قد أخرجت من جوار الرحمان . قال فعليك بهولاء الكلمات فان اللَّه قابل توبتك و غافر ذنبك ، قل : اللهم انى أسئلك به حق محمد و آل محمد ، سبحانك لا إله الا أنت عملت سوء و ظلمت نفسى فتب على انك انت التواب الرحيم فهولاء الكلمات التى تلقى آدم . « 1 » خداوند آدم را در هند و حوا را در جده و ابليس را در ميسان و مار را در اصفهان ساكن نمود . مار پاهايى چون شتر داشت . آدم در هند بر خطايش مىگريست ، تا اينكه جبرئيل بر او نازل شد . خداوند از آدم پرسيد : آيا با دست خود تو را نساختم ؟ روح به تو ندميدم ؟ امر نكردم ملائك را تا بر تو سجده كنند ؟ حوا را به ازدواج تو در نياوردم ؟ آدم پاسخ مثبت داد . خداوند فرمود : پس چرا گريه مىكنى ؟ آدم گفت : چرا گريه نكنم در حالى كه از جوار رحمت رحمان اخراج شدهام ؟ خدا فرمود : به اين كلمات توسل جوى كه خداى توبهپذير و بخشندهاست . بگو : خدايا به حق محمد و آل محمد ، تو پيراستهاى و نيست معبودى غير از تو ، گناهى مرتكب شدهام و به خويش ستم نمودم ، اينك بر من ببخشاى كه تو بخشنده و مهربانى . و اين همان كلماتى بود كه خداوند به آدم القاء فرمود . « 2 » تفسير فرات نيز در همين باره روايتى را از طريق ابن عباس از حضرت صلى الله عليه و آله نقل كردهاست . عن ابن عباس رضى اللَّه عنه قال : قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله : لما نزلت الخطيئة بآدم و أخرج
--> ( 1 ) - شواهد التنزيل ، ج 1 ، ص 101 . ( 2 ) - حاكم مىگويد : اين حديث را سيوطى در درالمنثور ، ج 1 ، ص 6 و متقى هندى در كنز العمال ، ج 1 ، ص 234 و . . . نقل نمودهاند . شواهد التنزيل ، ج 1 ، ص 101 .